سنگر اندیشه و بصیرت

بصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است

سنگر اندیشه و بصیرت

بصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است

سنگر اندیشه و بصیرت
بسم رب الشهدا
سلام بر همه ی جویندگان فهم و بصیرت.....بصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است «آنهایی که دور و بر امیرالمؤمنین بودند و ایستادند و جنگیدند، خیلی بصیرت به خرج دادند که بنده بارها از امیرالمؤمنین نقل کرده‌ام که فرمود: «لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق » . در درجه اول، بصیرت لازم است. معلوم است که با وجود چنین درگیری‌هایی، مشکلات امیرالمؤمنین چگونه بود. یا آن کج‌رفتارهایی که با تکیه بر ادعای اسلام، با امیرالمؤمنین می‌جنگیدند و حرف‌های غلط می‌زدند.» مقام معظم رهبری
بصیرت دهی وآگاهی بخشی یکی ازمهمترین واساسی ترین راهکار مبارزه با جنگ نرم دشمن است.... لطفا با نظرات و انتقادات خودتان من را در پیشبرد و حفظ این سنگر یاری نمایید.....
Instagram@ali.saem.katoom

telegram.me/saem110
نویسندگان
آخرین نظرات

۲ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است


یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود، یک شهری بود که مردمش خیلی چیزها بلد بودند. آن ها یادگرفته بودند که چگونه به آسمان بروند ، چگونه روی دریا بمانند و چگونه بجای هیزم ، آتش و شکار ، غذاهای کنسروی بخورند و در اشعه ی مایکروفر در چند دقیقه غذا بپزند.
این شهر یکی هم نبود ، شهرهای زیادی و مردمان زیادی بودند که اینگونه زندگی می کردند. از قعر دریا تا دل آسمان را تصاحب کرده بودند اما در یک چیز هنوز نتوانسته بودند تواناشوند. آن ها هنوز در تصاحب دل یکدیگر مشکل داشتند.

باورتان می شود؟ افرادی که می توانستند از یک طرف کره ی زمین به سادگی با مردمان آن طرف کره ی زمین همصحبت شوند ، هنوز یاد نگرفته بودند با نزدیک ترین افراد زندگی شان همدل شوند و این بزرگ ترین مشکل ارتباطی مردم آن شهر بود. خلاصه ، مردم آن شهر دچار مشکلات زیادی شدند چه در خانه های شان چه در شهرشان و تصمیم گرفتند یاد بگیرند تا بایکدیگر همدل باشند و این شروع یک زندگی متفاوت شد. این شهر برای تان آشنا نیست؟فکر کنم حال و هوای شهر ما و خانه های ما همینطور است .ماهم باید یادبگیریم در زندگی مان همدل باشیم. کار چندان سختی نیست ، کمی تغییر می خواهد که فصل بهار بهانه ی این تغییر در رفتار و نگرش را به ما خواهد داد.

صائم کتوم

در این چند سال اخیر، چادر با فرهنگ‌های جدیدی همراه شده که برخی از آنها اساسا فرقی با بدحجابی ندارد. حتما شما هم دیده‌اید دخترانی که چادر را بخشی از تیپ خود می‌دانند و گویا با استفاده از چادر می‌خواهند چهره خود را قاب بگیرند.





رضا صیادی، سردبیر نشریه «همشهری آیه» در سرمقاله آخرین شماره این مجله نوشت:
«لایک! شما یک خانم چادری جذاب هستید» پسر بچه نوجوان این جمله را زیر عکس فلان خانم چادری در فلان شبکه اجتماعی نوشته و پاسخ گرفته بود:«ممنونم نظر لطف شماست» احتمالا آن خانم چادری فکر کرده برای ترویج فرهنگ حجاب یک گام بزرگ برداشته. اینکه با حجاب توانسته در معرض نگاه و توجه و تحسین و گاهی اوقات ابراز علاقه قرار بگیرد. گمان کرده که ظرفیت‌های کشف نشده چادر را پس از ده‌ها سال کشف کرده. گمان کرده که با شگردی منحصر به فرد هم خدا را به دست آورده هم خرما را. برای همین است که هر روز مدلی جدیدی از ترکیب چادر و روسری و آستین و ساعت و آرایش را رو می‌کند و خودش را پرچمدار تبلیغ حجاب می‌داند، اما حواسش نیست که اساسا چادر قرار است مقابل این خودنمایی‌ها را بگیرد و جذابیت‌های زنانه‌اش را بپوشاند. حواسش نیست که در این ترکیب ناهمگون، تعارضی ذاتی دارد. مثل آن آقایی که سال‌ها قبل در یکی از کشورهای خارجی با لباس روحانیت پاپیون زده بود که باید نوآوری کنیم و از قضا اسباب خنده مردم را فراهم کرد.

در این چند سال اخیر، چادر با فرهنگ‌های جدیدی همراه شده که برخی از آنها اساسا فرقی با بدحجابی ندارد.

صائم کتوم