سنگر اندیشه و بصیرت

بصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است

سنگر اندیشه و بصیرت

بصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است

سنگر اندیشه و بصیرت
بسم رب الشهدا
سلام بر همه ی جویندگان فهم و بصیرت.....بصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است «آنهایی که دور و بر امیرالمؤمنین بودند و ایستادند و جنگیدند، خیلی بصیرت به خرج دادند که بنده بارها از امیرالمؤمنین نقل کرده‌ام که فرمود: «لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق » . در درجه اول، بصیرت لازم است. معلوم است که با وجود چنین درگیری‌هایی، مشکلات امیرالمؤمنین چگونه بود. یا آن کج‌رفتارهایی که با تکیه بر ادعای اسلام، با امیرالمؤمنین می‌جنگیدند و حرف‌های غلط می‌زدند.» مقام معظم رهبری
بصیرت دهی وآگاهی بخشی یکی ازمهمترین واساسی ترین راهکار مبارزه با جنگ نرم دشمن است.... لطفا با نظرات و انتقادات خودتان من را در پیشبرد و حفظ این سنگر یاری نمایید.....
Instagram@ali.saem.katoom

telegram.me/saem110
نویسندگان
آخرین نظرات

۱۹۰ مطلب توسط «صائم کتوم» ثبت شده است

بدون تردید، برای خروج سفیانی از منطقه شام و سوریه، سال دقیق و مشخصی را نمی­توان تعیین کرد؛ چرا که به دلیل پیوستگی این حادثه با ظهور امام مهدی علیه‌ السلام، تعیین زمان برای خروج سفیانی از سوریه، به تعیین وقت برای ظهور امام مهدی علیه ‌السلام خواهد انجامید.

 نشانه‌های ظهور از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین بخش‌های معارف مهدوی است. اختصاص بخش عمده‌ای از روایات مهدویت به این موضوع، بهترین گواه بر این مسئله است. این جذابیت از سویی باعث افزایش اقبال عمومی به این مسئله و در نتیجه اصل اندیشه مهدویت می‌شود، اما از سوی دیگر، افزون بر ایجاد زمینه مناسب برای ورود خرافات، طمع شیادان را برای جعل و تحریف روایات را، دو چندان می‌کند. از این‌رو، نظر به فقدان پژوهش‌های مستند در این زمینه، شایسته است با انجام تحقیقات مبتنی بر اصول و قواعد فهم حدیث و با جداسازی احادیث صحیح از ضعیف و مطالب مستند از غیرمستند، علاوه بر پالایش معارف مهدویت از خرافات، زمینه‌های سوءاستفاده از این موضوع نیز، از میان برداشته شود.

اکنون به فاصله بین سفیانی در سوریه تا قیام امام عصر از مکه و نیز فرق بین ظهور، قیام و خروج امام عصر، پرداخته خواهد شد. و دیدگاه های مختلف، نقد و بررسی می شود. در ضمن این مباحث، حوادث سوریه قبل از خروج سفیانی نیز ذکر خواهد شد

صائم کتوم

در شرایطی که امروز همه مردم جهان به سر می‌برند، هیچ سوالی جدی‌تر از این نیست که آیا آخرالزمانی که همه ملل در هر گروه و مذهبی از آن می گویند مصداقش امروز است.

مسئول موسسه فرهنگی موعود عصر (عج) گفت: طبق گفته اکثر محققان از یک هزار و 200 نشانه‌ آخرالزمان تنها پنج نشانه باقی مانده است.

اسماعیل شفیعی سروستانی دوشنبه شب در همایش آخرالزمان که در دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) برگزار شد، اظهار داشت: در شرایطی که امروز همه مردم جهان به سر می‌برند، هیچ سوالی جدی‌تر از این نیست که آیا آخرالزمانی که همه ملل در هر گروه و مذهبی از آن می گویند مصداقش امروز است.

وی ادامه داد: با وجود اینکه گوش‌های زیادی در جهان برای شنیدن در خصوص این موضوع آماده است ولی ما از آن زیاد سخن نمی‌گوییم برای نمونه در دانشگاهی مانند دانشگاه بین‌المللی که به نام امام خمینی (ره) مزین است و در شهری مانند قزوین که شهری با سابقه فرهنگی است و در نقطه مرکزی ایران واقع شده است دو واحد درس اختیاری در خصوص آخرالزمان، فرجام‌شناسی وجود ندارد.

مسئول موسسه فرهنگی موعود عصر (عج) اضافه کرد: این جای تأمل دارد که چرا موضوعی که در جهان امروز در رأس همه مباحث جدی است ذهن جوانترین گروه اجتماعی در این جامعه درگیر آن نیست و این مبحث بزرگ است و چگونه چشم‌ها از روی موضوعی به این مهمی و بزرگی چرخیده و متوجه آن نیست.

*تدریس رشته آخرالزمان شناسی در 257 دانشگاه در آمریکا

وی افزود: 130 سال است که در دانشگاه‌های وابسته به کلیسای کاتولیک در رشته آخرالزمان‌شناسی فارغ‌التحصیل دارند و در ایالات متحده آمریکا بیش از 257 کالج و دانشگاه در این رشته وجود دارد

صائم کتوم

این خانم سناتور جوان (فاطمه حسینی دختر صفدر ونماینده تهران) یک فرد نیست، او یک جریان و یک پدیده است. او نماینده یک طبقه اشرافی مذهبی، یک نوع بوروژوازی تسبیح به دست است که با ویکتورین های قرن نوزدهم انگلستان قابل مقایسه است. طبقه ای که تجسم آن حرف مارکس است که ایدئولوژی روبنا است تا به مثابه یک روکش، بده بستانهای اقتصادی و به تاراج رفتن طبقه پایین را پنهان کند.

صائم کتوم

اصولا این فرهنگ غرب جوری است که اگر از آن یک خیر به جایی برسد، پشت بندش هزار مکافات و شر به دنبال دارد؛این که در قدیم‌‌الایام فراهم کردن غذا و شستوشوی لباس و گرم‌کردن خانه و فراهم‌آوردن ذغال و کرسی و در یک کلام زندگی، سختی و دردسرهای خاص خودش را داشت درست، اما همین تکنولوژی و رفاهی که از غرب آمده، مثلا شب‌نشینی‌ها و گفت‌و‌گوهای خانوادگی و هزاران فرهنگ قشنگ دیگر را هم با خودش به یغما برده؛ یادم می‌آید که آن قدیم‌ها در شب‌های بلند زمستان توی خانه پدربزرگ‌ها غوغایی به پا بود، نوه‌ها از سر و کول مادربزرگ‌ بالا می‌رفتند و وقتی خودشان را به بالای کرسی می‌رساندند، گویی اورست را فتح کرده باشند، عین‌هو بچه آن موجود سخت‌کوشی که تی‌تاپ گرفته باشد خوشحال می‌شدند و هار هار می‌خندیدند و فریاد پیروزی سر می‌دادند!

اما حالا چی؟ الان این معماری غربی کاری با ساختمان‌سازی‌های ما کرده است که باید توی حیاط ماشین پارک کنی، توی اتاق‌خواب ورزش کنی، توی دستشویی آشپزی کنی، توی آشپزخانه هم لابد باید... بگذریم، الان بچه بی‌چاره تا از جایش بلند می‌شود تکانی به چربی‌ها بدهد، 5نفر از 5زاویه مختلف به مرکزیت یک دستگاه وای‌فای، سرشان را از توی گوشی‌ و لپتاب و تبلت و... بیرون می‌کشند و داد و بی‌داد که بچه بشین سر جات الان همسایه پایینی باز با اون قیافش میاد!

صائم کتوم



توماس فریدمن، مقاله نویس روزنامه نیویورک تایمز و برنده سه جایزه پولیتزر، در مقاله‌ای در بخش نظرات این روزنامه، با عنوان «کارنامه بازیگران توافق اتمی» به بررسی عملکرد اصلی‌ترین بازیگران توافق ایران و قدرت های جهانی پرداخت و نوشت که نمره آیت‌الله خامنه‌ای بیست است.

او در توضیح اینکه چرا نمره بیست به رهبر جمهوری اسلامی داده است نوشت: نمره او بیست است زیرا ضمن اینکه ایران به همه خواسته‌های خود رسید، یعنی تحریم‌ها در آستانه برداشته شدن است و زمان گریز هسته‌ای ایران از یکی دوماه به یکسال افزایش یافته، اما فقط برای ۱۵ سال، و همه دنیا هم به صلح‌آمیزبودن اهداف ایران متقاعد شده است، اگرچه که آیت الله با تقلب کردن به این‌جا رسیده است. تنها اشکال قضیه این است که رهبر ایران مطمئن است می‌تواند بدون هیچ تغییر و تحول در سیاست داخلی ایران این معامله را به سرانجام برساند. توصیه نویسنده این است که آیت الله کتاب خوبی از زندگینامه میخائیل گورباچف تهیه و مطالعه کند.

صائم کتوم

1- در یک دقیقه میتوانید (5) بار سوره _ فاتحه _ بخوانید و 7000 ثواب کنید.

2- 
در یک دقیقه میتوانید (12) بار سوره_ اخلاص _ بخوانید که برابر با 4 بار ختم کردن قرآن است.

3-
در یک دقیقه میتوانید (10) بار بگویید_ لا اله الا الله وحده لا شریک له له الملک و له الحمد و هو علی کل شیء قدیر _ که ثواب آزاد کردن 4 برده را دارد.

4-
در یک دقیقه میتوانید (100) بار بگویید _ سبحان الله و بحمده _ و کسی که این ذکر را بگوید گناهانش بخشوده میشود،اگر چه به اندازه کف دریا باشد.

صائم کتوم
در سایه سار قرآن؛

«الکی خوش ها» حتما بخوانند 

کسی که می خواهد متعادل زندگی کند، خواه ناخواه باید به این پرسش جواب دهد که: جنس شادی حقیقی چیست و چگونه می توان به این شادی دست یافت؟



تبیان نوشت؛آیا درست است وقتی ما الکی خوشیم صدای موزیک ماشینمان را به گوش همه شهر برسانیم، صدای قهقه هایمان اطرافیان را آزار بدهد؟!

 

قرآن به این ها می گوید مراقب باشید که خداوند شما را دوست ندارد، شادی هم باید چهار چوب و قاعده ای برای خودش داشته باشد. این شادی ها را خداوند دوست ندارد.

در قرآن داریم که " لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ "؛ سرمست نباش زیرا خدا، سرمستان را دوست ندارد." (قصص،76)

خب این چه شادی ای است که خداوند دوستش ندارد.

صائم کتوم

از زمان پایان جنگ جهانی دوم آژانس اطلاعات مرکزی (سیا)، نیرویی مهم در رسانه‌های جدید آمریکا و خارجی ایفا کرده است، و به طور روزمره بر آنچه عموم مردم می‌بینند و می‌خوانند تاثیر قابل‌توجهی داشته است. روزنامه‌نگاران و ناشران نیز اظهار می‌کنند که اگر ارتباطی با سیا وجود داشته باشد بسیار کم است، با این حال تاریخچه ندرتا تاییدشده همکاری صمیمانه آنها نشان‌دهنده داستانی بسیار متفاوت است، داستانی که مورخان رسانه‌ای تمایلی به بررسی آن ندارند.
حرفه روزنامه‌نگاری در بُعد جدی آن، شامل جمع‌آوری اطلاعات مربوط به افراد، اماکن، رویدادها، و مسائل مختلف است. به لحاظ نظری،‌ این اطلاعات مردم را از جهان پیرامون آنها آگاه می‌سازد و موجب تقویت «دموکراسی» می‌شود. دقیقا به همین خاطر است که سازمان‌های خبری و روزنامه‌نگاران از نظر آژانس‌های اطلاعاتی یک دارایی به حساب می‌آیند، و همانطور که تجربیات روزنامه‌نگار آلمانی اودو اولفکوت نشان می‌دهد، این عمل امروزه به همان اندازه گسترش یافته است که در اوج جنگ سرد وجود داشت.
پوشش خبری تقلبات انتخاباتی سال‌های 2000 و 2004 ریاست جمهوری آمریکا، رویدادهای 11 سپتامبر 2001، حمله به افغانستان و عراق، بی‌ثبات‌سازی سوریه، و ایجاد داعش را در نظر بگیرید. این موارد جزو مهمترین رویدادهای موجود در جهان به حساب می‌آیند، با این حال این‌ها مواردی هستند که اکثر مردم آمریکا به طور کامل از آنها بی‌اطلاعند. در دورانی که فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی در همه جا وجود دارد و توهم کاملا مطلع بودن را ایجاد می‌کند، این سوال پیش می‌آید که چرا چنین شرایطی همچنان وجود دارد؟
علاوه بر این، چرا روزنامه‌نگاران مطرح آمریکا نمی‌‌توانند در مورد رویدادهای مهم دیگری که تاریخچه غم‌انگیز آمریکا را در طی نیم قرن گذشته شکل داده‌اند سوالی بپرسند، رویدادهایی چون ترورهای سیاسی دهه 1960 یا نقش محوری سیا در قاچاق بین‌المللی مواد مخدر؟
مفسران دانشگاهی و مطرح، عوامل مختلفی را برای این ناکامی روزنامه‌نگاری اصلی در این حوزه‌ها ـ که تقریبا جهانی هم است ـ ارائه داده‌اند،‌ از جمله جامعه‌شناسی اتاق خبر، فشار تبلیغاتی، مالیکت انحصاری، وابستگی زیاد سازمان‌های خبری به منابع «رسمی» و کنکاش ساده روزنامه‌نگاران برای پیشرفت در حرفه. بدون شک مانورهای روابط عمومی حرفه‌ای نیز تاثیرگذار هستند. با این حال چنین توطئه سکوت وسیعی نشان از حوزه فریبکاری دیگری دارد که به ندرت مورد بررسی قرار می‌گیرد ـ‌ مانند دخالت مستمر آژانس‌های اطلاعاتی به ویژه سیا در رسانه‌های خبری به منظور شکل دادن به افکار و عقاید به گونه‌ای که مردم عادی متوجه آن نشوند.


ویلیام کیسی رئیس سازمان سیا در سال 1981: ما زمانی به کامل شدن «برنامه انتشار عامدانه اطلاعات غلط توسط خودمان» پی خواهیم برد که تمام باورهای عمومی مردم آمریکا غلط باشد.

حقایق تاریخی و معاصر زیر، نظری اجمالی دارد به این که چطور قدرت چنین نهادهایی بر شکل‌دهی حافظه مورد پسند تاثیر می‌گذارد و چه موسساتی در این امر ظاهرا سبقه تاریخی دارند:
1. عملیات ماکینگ‌برد (MOCKINGBIRD) سیا مبنایی است که محققان مدت‌هاست به آن ارجاع می‌کنند تا علاقه و رابطه واضح این آژانس با رسانه‌های خبری اصلی آمریکا را نشان دهند. ماکینگبرد در اداره خدمات استراتژیک سیا (47-1942 OSS) شکل گرفت که در طول جنگ جهانی دوم شبکه‌ای از روزنامه‌نگاران و متخصصان جنگ روانی را تاسیس کرده بود تا عمدتا در اروپا دست به عملیات بزنند.
2. بسیاری از روابط شکل‌گرفته تحت نظارت OSS از طریق یک سازمان تحت کنترل وزارت خارجه آمریکا با نام اداره همکاری سیاسی (OPC) به دوران پس از جنگ انتقال داده شد که این سازمان در خارج از مرزهای آمریکا توسط شخصی به نام فرانک ویزنر مدیریت می‌شد.

صائم کتوم

آیا فقط مسافری را که از شهر خود فاصله گرفته باشد و در دیاری دور افتاده وارد شود غریب می گویند ؟ آیا غریب تنها آنچنان که می‌گویند ناآشنا معنا می دهد ، یا معانی فراتری می توان از آن برداشت ؟آیا غربت فقط از تنهایی برمی‌خیزد و فقط بی کسی و گوشه نشینی مفهوم آن است ؟
میان انسان‌هایی که روی کره‌ی خاکی نفس می‌کشند غریب‌ترین کیست و غربت او چه نشانه‌هایی دارد ؟ این پرسش‌ها در این آشفته بازار غفلت شاید هیچگاه در ذهن ما نچرخیده باشد ، و شاید تا به حال به این حقیقت فکر نکرده باشیم که صاحب نعمت ما غریب‌ترین صاحب نفس است .
این فرمایش حضرت موسی بن جعفر علیه السلام که در وصف امام عصر علیه السلام فرموده‌اند :« هو الطرید الوحید الغریب ...» (۱) او طرد شده‌ی تنهای غریب است جداً قابل تامل ، موشکافی و تحلیل است .

ما که مدعی دنباله‌روی آن بزرگواریم و خود را جزء امت ،محبان و شیعیان ایشان می دانیم باید معنای غربت ایشان را بشناسیم و نیز بدانیم چه تحرکاتی ممکن است به آن دامن بزند، تا دامان خود را از آنها بیرون بکشیم و به علاوه باید در پی راه‌حل‌هایی برای رفع و از میان بردن این غفلت باشیم. هیچ عاشقی را ندیده‌ای که به طرد و فراموشی و تنهایی معشوقش رضایت دهد و اگر داعیه‌ی عشق داری پس بسم الله !

غربت ناشناختگی
نخستین مفهومی که از غربت به ذهن خطور می‌کند ، « ناشناختگی » است من و شما را به میهمانی دعوت می کنند و سر سفره می‌نشانند و ما از این سفره‌ی رنگین به خوبی استفاده می کنیم اگر پس از بهره‌وری از این سفره ، از پای آن برخیزیم و بدون آنکه صاحب خانه و سفره‌دار را بشناسیم از خانه بیرون برویم ، صاحب خانه را درغربت قرار داده‌ایم . مرتبه‌ی ناپسندتر آن است که بدانیم چه کسی از ما پذیرایی کرده و به ما خورانده و نوشانیده است ، اما سراغ او نرویم و او را سپاس نگوییم .
در فرض دیگر ، استاد مسلمی در یک زمینه‌ی علمی در میان جمعی حضور دارد ، اما همانند افراد معمولی با او برخورد می شود و کسی احترام او را آنچنان که باید رعایت نمی‌کند .کسی به او توجه خاص ندارد و وقتی در زمینه ی تخصص او مطلبی مطرح می‌شود از او نظر نمی‌خواهند و از دید با تجربه‌ی او بهره‌ نمی گیرند اینجا آن استاد ، غریب مانده است اگر افراد او را بشناسند و از مقام و موقعیت علمی او باخبر باشند ولی باز هم بی‌تفاوتی را پیشه سازند و او را کنار بگذارند ، غربت او طوفانی‌تر است بنابراین در این معنا از غربت دو گونه و دو مرتبه مطرح است :

صائم کتوم


یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود، یک شهری بود که مردمش خیلی چیزها بلد بودند. آن ها یادگرفته بودند که چگونه به آسمان بروند ، چگونه روی دریا بمانند و چگونه بجای هیزم ، آتش و شکار ، غذاهای کنسروی بخورند و در اشعه ی مایکروفر در چند دقیقه غذا بپزند.
این شهر یکی هم نبود ، شهرهای زیادی و مردمان زیادی بودند که اینگونه زندگی می کردند. از قعر دریا تا دل آسمان را تصاحب کرده بودند اما در یک چیز هنوز نتوانسته بودند تواناشوند. آن ها هنوز در تصاحب دل یکدیگر مشکل داشتند.

باورتان می شود؟ افرادی که می توانستند از یک طرف کره ی زمین به سادگی با مردمان آن طرف کره ی زمین همصحبت شوند ، هنوز یاد نگرفته بودند با نزدیک ترین افراد زندگی شان همدل شوند و این بزرگ ترین مشکل ارتباطی مردم آن شهر بود. خلاصه ، مردم آن شهر دچار مشکلات زیادی شدند چه در خانه های شان چه در شهرشان و تصمیم گرفتند یاد بگیرند تا بایکدیگر همدل باشند و این شروع یک زندگی متفاوت شد. این شهر برای تان آشنا نیست؟فکر کنم حال و هوای شهر ما و خانه های ما همینطور است .ماهم باید یادبگیریم در زندگی مان همدل باشیم. کار چندان سختی نیست ، کمی تغییر می خواهد که فصل بهار بهانه ی این تغییر در رفتار و نگرش را به ما خواهد داد.

صائم کتوم

در این چند سال اخیر، چادر با فرهنگ‌های جدیدی همراه شده که برخی از آنها اساسا فرقی با بدحجابی ندارد. حتما شما هم دیده‌اید دخترانی که چادر را بخشی از تیپ خود می‌دانند و گویا با استفاده از چادر می‌خواهند چهره خود را قاب بگیرند.





رضا صیادی، سردبیر نشریه «همشهری آیه» در سرمقاله آخرین شماره این مجله نوشت:
«لایک! شما یک خانم چادری جذاب هستید» پسر بچه نوجوان این جمله را زیر عکس فلان خانم چادری در فلان شبکه اجتماعی نوشته و پاسخ گرفته بود:«ممنونم نظر لطف شماست» احتمالا آن خانم چادری فکر کرده برای ترویج فرهنگ حجاب یک گام بزرگ برداشته. اینکه با حجاب توانسته در معرض نگاه و توجه و تحسین و گاهی اوقات ابراز علاقه قرار بگیرد. گمان کرده که ظرفیت‌های کشف نشده چادر را پس از ده‌ها سال کشف کرده. گمان کرده که با شگردی منحصر به فرد هم خدا را به دست آورده هم خرما را. برای همین است که هر روز مدلی جدیدی از ترکیب چادر و روسری و آستین و ساعت و آرایش را رو می‌کند و خودش را پرچمدار تبلیغ حجاب می‌داند، اما حواسش نیست که اساسا چادر قرار است مقابل این خودنمایی‌ها را بگیرد و جذابیت‌های زنانه‌اش را بپوشاند. حواسش نیست که در این ترکیب ناهمگون، تعارضی ذاتی دارد. مثل آن آقایی که سال‌ها قبل در یکی از کشورهای خارجی با لباس روحانیت پاپیون زده بود که باید نوآوری کنیم و از قضا اسباب خنده مردم را فراهم کرد.

در این چند سال اخیر، چادر با فرهنگ‌های جدیدی همراه شده که برخی از آنها اساسا فرقی با بدحجابی ندارد.

صائم کتوم

شاید 20 سال پیش کسی به مخیله‌اش هم نمی رسید روزی در خیابانهای شهر، دخترانی را مشاهده کند که آن سالها مردم شاید آنها را در سالن های عروسی هم نمی دیدند... دخترانی بزک کرده با موهای پف کرده و بیرون ریخته و مانتوهایی کوتاه و تنگ و شلوارهایی تنگتر! این روند ۲۰ سال طول کشید تا به اینجا رسید. استعمار و استکبار صبر و حوصله زیادی دارد، بر عکس بعضی از ماها...


اولین کار، گرفتن چادر بود از زنان ما... گفتند چادر حجاب برتر است و می‌شود برتر نبود! بین خوب و خوب ‌تر، خوب را هم انتخاب کنی به جایی بر نمی‌خورد .می‌شود مانتوی گشاد و مقنعه بزرگ پوشید و با حجاب بود... حرف قابل قبولی بود؛ کسی نمی‌تواست به این حرف اعتراض کند، حتی اهالی مذهب ...
گام دوم، گرفتن مقنعه بود... می‌شود روسری بزرگ سر کرد! هم تنوّع دارد هم حجاب است. یادم‌ می آید روسری‌هایی بود با ضلع بیشتر از یک متر که تا کمر خانمها هم می‌رسید... خوب البته روسری مثل مقنعه نبود گاهی مو بیرون می‌زد.


در فیلمهای سینمایی هی مدل گذاشتن، زن های هنرپیشه مدل شدن و به تبع آن دختران جوان هم از آن ها یاد می‌گرفتند.


چشم های ما متوجّه این آب رفتن نمی شد و آنقدر کم کم این کار را کردند که چشم ما عادت می‌کرد...
مانند بچه‌ای که جلوی چشم پدر و مادرش بزرگ می‌شود و قد می‌کشد و والدینش حس نمی‌کنند اما دیگران که کمتر او را می‌بینند و چشمانشان عادت نکرده، متوجه رشد هفتگی او می‌شوند... ما عادت کردیم به روسری‌هایی که هر روز آب می‌رفت و تبدیل شد به نواری باریک و بعضا توری... مانتوهایی که شاید بهتر باشد بلوز و پیراهن راحت نامیدشان تا مانتو...

صائم کتوم

مقام معظم رهبری حضرت امامام خامنه ای می‌گویند: من این حرفی که می‌گویم خواهش می‌کنم مردها نشنوند؛ چون ممکن است بدشان بیاید! شما خانم‌ها این را بدانید آقایان تا آخر هم مثل یک پسربچه هستند و باید اداره‌شان کنید.







برای یک مرد بزرگ، همسر کاری را می‌کند که مادر برای یک بچۀ کوچک آن کار را می‌کند

امام خامنه‌ای:‌ برای یک مرد بزرگ، همسر کاری را می‌کند که مادر برای یک بچۀ کوچک آن کار را می‌کند؛ و زنان دقیق و ظریف، به این نکته آشنا هستند/ طبیعت مرد، طبیعت خام‌تری نسبت به زن است و در میدان خاصی، شکننده‌تر است و مرهم زخم او، فقط و فقط نوازش همسر است حتّی نه نوازش مادر!

مسأله‌ی مادری، مسأله‌ی همسری، مسأله‌ی خانه و خانواده، مسائل بسیار اساسی و حیاتی است.... یعنی شما اگر بزرگترین متخصص پزشکی یا هر رشته‌ی دیگری بشوید، چنانچه زن خانه نباشید، این برای شما یک نقص است.

کدبانوی خانه شما باید باشید؛ اصلًا محور این است. اگر بخواهیم تشبیه ناقصی بکنیم، باید به ملکه‌ی زنبور عسل تشبیه کنیم. کانون خانواده، جایی است که عواطف و احساسات باید در آنجا رشد و بالندگی پیدا کند؛ بچه‌ها محبت و نوازش ببینند؛ شوهر که مرد است و طبیعت مرد، طبیعت خام‌تری نسبت به زن است و در میدان خاصی، شکننده‌تر است و مرهم زخم او، فقط و فقط نوازش همسر است حتّی نه نوازش مادر؛ باید نوازش ببیند. برای یک مرد بزرگ، این همسر کاری را می‌کند که مادر برای یک بچه‌ی کوچک آن کار را می‌کند؛ و زنان دقیق و ظریف، به این نکته آشنا هستند.

(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای شورای فرهنگی، اجتماعی زنان؛ 1370/10/04)


امام خامنه‌ای: این حرفی که می‌گویم خواهش می‌کنم مردها نشنوند چون ممکن است بدشان بیاید!

این را شما خانم ها بدانید،

صائم کتوم

روز هایمان از پی هم می گذرد ،مایی که مذهبمان شیعه است،مایی که اعتقاد به وجود ائمه ای داریم که خلیفه و جانشین خداوند در زمینند،مایی که دوازده امام داریم و می گوییم دوازدهمین اماممان زنده است،نه چونان ما که او انسان کامل بر روی زمین و بنده معصوم و مطیع خداست،ثبات عالم به وجود اوست،همه به طفیل آن بنده کامل روزی می خوریم ولی، باز قصه قصه بی معرفتی و بی وفایی است...

او باب رسیدن به خداست و قرآن می گوید : وَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا1 ، از درب ها وارد خانه شوید؛به راستی اگر او امام ماست پس ما ماموم اوییم و ماموم باید عملش به مانند امام و متکی و پیرو او باشد اما تو بگو کیست او که من مانند او باشم؟!

اهمیت معرفت امام زمان صلوات الله علیه

اهمیت معرفت و شناخت امام زمان در مذهب ما به اهمیت اصل ایمان است از آنجا که نه یک حدیث بلکه بابی در احادیث ماست که کسی که بمیرد در حالی که امام زمان نشناس باشد به دین اسلام نمرده است بلکه چونان جاهلیت قبل از اسلام دچار انحراف و تباهی و بدآئینی بوده است.



آیا با امام زمان ارتباط دارید؟

امام باقر در تفسیر آیه 200 سوره آل عمران می فرمایند : رابطوا امامکم المنتظر2 ،با امام زمانتان رابطه داشته باشید ، حضرت آیت الله بهجت رحمة الله علیه در این رابطه می فرمایند: تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم در اصلاح نفس است.

باز باید از خودم بپرسم از قصه معرفت که بگذریم،چقدر امام زمان خود را یاد می کنیم که این از حداقل هاست امام زمان در کلامی می فرمایند: انا غیر مهملین لمراعاتکم ولا ناسین لذکرکم3 ، ما شما را فراموش نمی کنیم! ؛ محبت او که مظهر مهر خدای رحمان است ما را فرا گرفته اما در کدامین کوچه غفلت در این دنیای رنگ و ریا و بی وفایی گیر کرده ایم که یادی از او نمی کنیم،همان یادی که البته باب لطف و توجه خدا به ماست.

یکی از دستور العمل های ارتباط با امام زمان این است که برای فرج او که فرج عالم است

صائم کتوم

سخنان حضرت آقا♥ تامل برانگیز بود ...

✔ آقایم از اقتصاد گفت!
✔ از ضعف‌هایمان گفت!
✔ از امیدهایمان گفت!
✔ از جوانان و مردم کشورش یاد کرد به بزرگی!
✔ و چه زیبا تهدید کرد غربی‌ها را به تحریم...! چقدر مقتدرانه
┘◄ حتی لحن بیان حضرت ماه هم جای فکر داشت...

بچه حزب‌اللهی‌ها!
آنهایی که می‌گویید:
【 رهبرا من مصطفایی دیگرم فرمان بده 】

اصلا ای تمام ایرانی‌ها!
آقا فرمان داد، خطاب به من و شما...
▬▬▬▐مصرف کالای داخلی▌▬▬▬

این یک کار را که می‌توانیم برای او، و به عشق او ♥ انجام دهیم...

صائم کتوم

1. در آغازین دقایق صبح ، روز خود را با سلام به امام زمان-عجل الله تعالی فرجه الشریف آغاز کنیم.
2. در قنوت نمازهایمان دعای فرج «اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن...» را بخوانیم.
3. ثواب کارهای خودمان رابه امام زمان-عجل الله تعالی فرجه الشریف هدیه کنیم.
4. قرائت قرآن.
5. زیارت کربلا، عتبات، امام رضا-علیه السلام، زیارت حضرت معصومه-علیها سلام، زیارت حضرت عبدالعظیم و...
6. احوالپرسی بستگان در طول روز یا هفته.
7. برای سلامتی امام زمان-عجل الله تعالی فرجه الشریف هر روز صدقه بدهیم.
8. برای فرج امام زمان علیه السلام بیشتر دعا کنیم.
9. یاد گرفتن دعاهای مخصوص امام زمان-عجل الله تعالی فرجه الشریف بیشتر به ما کمک می‌کند. برای این کار می‌توانید به مفاتیح‌الجنان مراجعه کنید.
10. از طرف امام زمان-عجل الله تعالی فرجه الشریف به امام حسینj عرض سلام کنیم.
11. به فقرا و مستمندان شیعه کمک کنیم.

صائم کتوم

▩ خانم ... لازم نیست از مغازه دار دو سطر تشکر کنی!
یک تشکر و خداحافظی کوتاه کافیه...

 ▣ آقا ... مشتری شما با شما محرم نیست که بهش رنگ لباس پیشنهاد میدی و میگی این رنگ بهت میاد!!!

▩ خانم ... لازم نیست با فروشنده نیم ساعت چونه بزنی، یا اگه جنس گرونه .. شروع کنی به نالیدن از گرونی !
نه خدا راضی هست که شما به خاطر ارزونتر خریدن با مرد نامحرم چونه بزنی که گاهی به شوخی کردن هم می کشه! نه همسرت راضی هست با این کار تخفیف بگیری ...

▣ آقای فروشنده ... شما هم جنس رو به هر قیمتی میخوای بدی ... زود قیمت نهایی رو بگو و منتظر نباش بهت التماس کنن و قربون صدقه ت برن !

▩ خانم ... کسی که شما باید همه طنازی هات رو براش نگه داری، شوهرته ... حواست باشه!

▣ آقای فروشنده ... تو مغازه ت که هستی، حواست پیش زن و بچه ی خودت باشه!

┘◄ خانمها ... آقایون ... آرامش خونواده هاتون در گرو رفتارهای شماست ...
شوخی و بگو و بخند با نامحرم روی روح شما اثر می گذاره و این اثر به خونه هاتون منتقل میشه
در رفتارتون با همسرتون نمود پیدا می کنه و باعث سرد شدن محیط خونه تون میشه!

▬◄موقع برخورد با نامحرم بیشتر مواظب باشیم ...

صائم کتوم

یکی از آقایان خطبا نقل می‏کرد که مردی در مشهد اصلا با دین پیوندی‏ نداشت ، نه تنها نماز نمی‏خواند و روزه نمی‏گرفت ، بلکه به چیزی اعتقاد نداشت ، یک آدم ضد دین بود . ایشان می‏گفت ما مدت زیادی با این آدم‏ صحبت کردیم تا اینکه نرم و ملایم و واقعا معتقد و مومن شد و روش خود را به کلی تغییر داد ، نمازش را می‏خواند ، روزه ‏اش را می‏گرفت ، و کارش به‏ جایی کشید که با اینکه اداری بود و پست حساسی هم در خراسان داشت ، مقید شده بود که نمازش را با جماعت بخواند . می‏رفت مسجد گوهر شاد ، پشت سر مرحوم آقای نهاوندی ، لباسهایش را می‏کند ، عبایی هم می‏پوشید . در جلسات‏ ما هم شرکت می‏کرد . مدتی ما دیدیم که این آقا پیدایش نیست . گفتیم لابد رفته است مسافرت . رفقا گفتند نه ، او اینجاست و نمی‏ آید . حالا چطور شده است که در جلسات ما شرکت نمی‏کند ، نمی‏دانیم . بعد کاشف به عمل‏ آمد که دیگر نماز جماعت هم نمی‏رود . تحقیق کردیم ببینیم که علت چیست ؟ 

صائم کتوم


 



شهدا! برایمان حمدی بخوانید...

چه خوب شد که نیستید ببینید بر سرمان چه آمده است؟ چه خوب شد که نیستید ببینید که ارجح ها جای ارزش ها را گرفته است؟




چه خوب شد که نیستید ببینید سرمان چقدر شلوغ شده آنچنان که یادمان رفته چه بر سرمان رفته؟
خوب شد نیستید ببینید که ما آنقدر فراموش کار شده ایم که حتی در فهم آیه های قرآن نیز دلهایمان شک دارد، آنجا که می گوید: و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا...
وای بر حالمان که خیال می کنیم شما نیستید و سرمان به کار خودمان است؛ وای بر حالمان که می دانیم شما هستید و باز هم سرمان به کار خودمان است!
میزهای ریاست، پست های سازمانی، کرسی های مدیریت، صندلی های استادی و جایگاه های اداری را آنچنان برق انداخته ایم که هر چشم پاکی را به هوش می اندازد؛ هوسی که در ظاهر به الماسی بی مانند می ماند و در باطن از آب بینی بزغاله پست تر...
ارزش ها سرکوب شده اند و از اسلام تنها به فروع دینش پایبند شده ایم، جوان هایمان از بس سرزنش شده اند و هیجانات جوانی و آرزوهایشان را پایمان کرده ایم وقتی عکس هایتان را می بینند رویشان را بر می گردانند و دلشان برایتان قنج نمی رود.
صاحب دلهای پاک کودکان و نوجوانانمان، کسانی شده اند که شما را از ما جدا کردند و با بردن جسمهایتان از میان ما، مُهر دنیا را بر دلهایمان کوباندند.
وای بر حالمان که می دانیم شما هستید و باز هم به جای کار فرهنگی، عمل فرهنگی و رفتار فرهنگی تنها جلسه فرهنگی می گذاریم و صورت جلسه فرهنگی تنظیم می کنیم.
به جای آنکه زیر ساخت هایمان را بسازیم دست به کار بازسازی ساختمان های فرسوده فرهنگی شده ایم!
شهرمان سوار بر متروی استحاله فرهنگی به سرعت در پیش استو ما چون پیاده نظامی شکست خورده با سرعت های لاک پشتی مان قرار گذاشته ایم که این مترو را از حرکت باز ایستانیم، اما باور کنید بدن هایمان کمی خسته است، از بس که در این سی سال هر کاری خواستیم انجام دهیم شما را علم کردیم و بر دوشمان قرار دادیم و پله های دنیا را بالا رفتیم بدنهایمان کوفته است، راستش را بخواهید چند پله ای تا بالا بیشتر نمانده دیگر به فکر این هستیم که این بار سنگین را از دوش هایمان بر زمین بگذاریم؛ آخر دیگر شعارهای انقلابی و حماسی کار خودشان را کرد و برخی را به آرزوهای ریاستیشان رساند، جوانانمان را هم که دیگران در حال سرگرم کردنشان هستند با انواع و اقسام مدلهای روز، آرایش، لباس، خلاصه خوراک ذهن و جسمشان را تأمین می کنند و کار ما را کمی راحت تر کرده اند! بچه های کوچکمان نیز که با انواع و اقسام کارهای تبلیغاتی و دادن یارانه ماهیانه، داریم تبلت دارشان می کنیم باشد تا "پو"و دیگر دوستانشان لحظه های خوبی را برایشان بسازند؛ پیرمردها و پیرزن هایمان را نیز باتنهایی عادتشان داده ایم و با یاد دادن فرستادن پیامک از رکود و کسالت درشان آورده ایم!!

صائم کتوم

آداب انعقاد نطفه (تطهیر قوة مولّده)
اکنون شایسته می دانیم جهت تطهیر قوة مولّده و مصوره آدابی را جهت انعقاد صحیح نطفه که مستفاد از احادیث و روایات فراوانی است خدمت عزیزان بیان نماییم.
در ابتدا باید به عرض برسانیم که طبق فرمایشات حضرت استاد علامه در کتابها، ازدواج برای انشاء صورت انسانی است نه برای اطفاء شهوت حیوانی و لذا تمام افعال و اعمال موردِ قصدِ قبل و بعد از ازدواج باید به گونه ای باشد که بدین مقصود و غایت منتهی شود. زیرا تمامی کیفیات نفسانی و مزاجی و احوال ظاهر و باطن والدین در کیفیت مزاجی و حصول استعداد نطفه انسانی دخیلند و اشخاص مطابق همان کیفیات، دارای اخلاق و احوال گوناگون می شوند، چنان که دارای اشخاص گوناگون اند. لذا پدر و مادر باید بسیار مراقب اعمال و نیات خود باشند که همۀ آنها در نحوة تکون صورت انسانی دخلی بسزا دارند. پس در ازدواج حرف اطفاء شهوت و زناشویی مطرح نیست بلکه زهدان مادرِ عزیز کارخانه آدم سازی است و این صنع الهی باید به بهترین صورت پاک نگاهداشته شود.
ای عزیز! روایات، تفسیر بطون آیات قرآنی اند. باید پیش از ازدواج به آداب و احکام جوامعِ روایی از قبیل بحار الانوار و وافی و وسائل الشیعه و کافی و مانند آنها آشنا و آگاه بوده باشی. حضرت مولای تمام صنایع آدمیان از بر ی و بحری و فضایی را دستورات و » : مکرّمم در شرح فص فاطمیه می فرمایند آدابی است که دینِ حفظ و بقاء و دوام آنها اند، چنان که اگر هر یک از آنها در کار خود بقدر یک میکرون از دین و آیینش به در رود و به خطا و ناروا حرکت نماید در همان نخستین بار خطا و ناروایی تباه می شود و نابود می گردد، مثلاً هواپیما از فضا سقوط می کند و کشتی در دریا غرق می شود، و اتومبیل دچار حوادث گوناگون می گردد، و آن چرخ خیاطی خراب می شود، و آن ساعتِ دست تو تباه می گردد و از کارش باز می ماند و هکذا صنایع بیشمار دیگر؛ و این همه صنایع گوناگون ساخته شخص جناب انسان است که برای بهبودی و درستی هر یک از آنها دستورالعملی در کنارش نهاده است؛ خدای سبحان فرموده است: (و اللهُ خَلَقَکُم و ما تَعملُونَ) یعنی خداوند شما را و همۀ ساخته های شما را آفریده است چه این که نطفه ها در تحت تدبیر ملکوت به جایی رسیده اند که عامل این همه صنایع شگفت شده اند ( فَلْینْظُرِ اْلإِنسانُ مِم خُلِقَ * خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ * یخرُج مِنْ بینِ الصلْبِ و التَّرَائِبِ ) ؛انصاف بده آیا می شود صنایع شما را دین و آیین باشد و خود شما که مهمترین صنع الهی هستید و این همه صنایع شگفت گوناگون صنع شما است بی دین باشد ( ما لَکُم کَیف تَحکُمونَ) ... بدان که احوال و اوضاع که در حصول مزاج نطفه انسانی که محل قابلِ نفسِ ناطقه و پذیرای آنست، به حصر و ضبط در
نمی آیند، زیرا تفاوت ازمنه و اختلاف آفاق و اوضاع کواکب و احوال والدین و کیفیت اطعمه و اشربه و هزاران هزار عوامل دیگر در نحوه کیفیت مزاج نطفه دخیل اند، و آن نطفه کذایی در چنان اوضاع و احوال مطابق طبیعت و جبلّت خود منعقد می شود و به وفق آن، قابلیتِ گرفتنِ عطایا و هبات باری «. تعالی پیدا می کند خلاصه این که خُلق و خوی والدین تمامی احوال آنان در اوقات و نیات آنها بلکه احوالِ نفس اوقات
در حال انعقاد نطفه و غذای مادر در زمان حمل چون دیگر اوصاف روانی و جسمانی او همه در مزاج طفل تأثیری بسزا دارند، و حق سبحانه از مجرای وجود خودِ والدین نفخ روح می کند و روح از این مجاری رنگ می گیرد چون آب آسمان از وادیها.
در دیوان حضرت مولی روحی فداه چنین آمده است:

ای خوش آن کودکی کز آغازش طیب و طاهر است زهدانا
بعد از آن مهد ناز او باشد همچو زهدان پاک دامانا
ز غذای حلال می نوشد پاک و پاکیزه شیر پستانا
خوی مادر ز شیر پستانش می نشیند به طفل آسانا
مادر است صغری و پدر کبری خود نتیجه است طفل ایشانا
شرط انتاج این مقدمتین اندرین امر هست ایمانا
رنگ گیرد از این مقدمتین نفخ روح خدای خلقانا
یا که هر یک دمندة روح است گفتۀ بعضی از بزرگانا
دامن مادر است پرورده است عیسی و موسی بن عمرانا
ز آمنه مادر و ز عبدالله پدر است خاتم رسولانا

در این جا به ذکر ترجمۀ روایتی که جناب شیخ صدوق در حدیث اول مجلس هشتاد و چهار امالی خود نقل کرده تبرک می جوییم.
رسول الله صلّى الله علیه وآلهبه علی بن ابیطالب علیه السلام چنین سفارش کرد و فرمود:
یا علی چون عروس را به خانه تو آرند وقتی نشست کفش او را بکن و پایش را بشوی و آبش را به درِ خانه ات بریز که چون چنین کنی خداوند از خانه ات هفتاد هزار رنگ فقر را ببرد و هفتاد هزار رنگ برکت در آن درآورد و هفتاد هزار رحمت بر تو فرو فرستد که بر سر عروس بگردد تا برکت آن به هر گوشه خانه ات برسد. و خداوند عروس را از جنون و خوره و پیسی امان دهد که به او رسند مادامی که در آن خانه است.
سپس فرمود: یا علی! عروس را در هفته نخستین از خوردن شیرها و سرکه و گشنیز (سبزی اَمزِنا) و سیبِ ترش بازدار، زیرا که زهدان از این چار، سرد و نازاینده گردد؛ و بوریا در گوشه خانه به از زن نازاینده است. اگر عروس بر سرکه خوردگی خون حیض بیند هیچ گاه به خوبی از آن پاک نگردد. و گشنیز آن خون را در درونش بشوراند و زایمان را بر وی دشوار گرداند. و سیب ترش آن را از آمدن باز بدارد و بیماری بر وی گردد.
سپس فرمود:
ای علی در هنگام جماع سخن مگو مبادا که فرزند گنگ و لال گردد.
و به عورت زن (در حین جماع) نگاه نکن که سبب نابینایی فرزند شود.
و با شهوتِ زن دیگری در خاطرت با زنت جماع مکن که فرزند مخنّث آید.

صائم کتوم