از زمان پایان جنگ جهانی دوم آژانس اطلاعات مرکزی (سیا)، نیرویی مهم در رسانههای جدید آمریکا و خارجی ایفا کرده است، و به طور روزمره بر آنچه عموم مردم میبینند و میخوانند تاثیر قابلتوجهی داشته است. روزنامهنگاران و ناشران نیز اظهار میکنند که اگر ارتباطی با سیا وجود داشته باشد بسیار کم است، با این حال تاریخچه ندرتا تاییدشده همکاری صمیمانه آنها نشاندهنده داستانی بسیار متفاوت است، داستانی که مورخان رسانهای تمایلی به بررسی آن ندارند.
حرفه روزنامهنگاری در بُعد جدی آن، شامل جمعآوری اطلاعات مربوط به افراد، اماکن، رویدادها، و مسائل مختلف است. به لحاظ نظری، این اطلاعات مردم را از جهان پیرامون آنها آگاه میسازد و موجب تقویت «دموکراسی» میشود. دقیقا به همین خاطر است که سازمانهای خبری و روزنامهنگاران از نظر آژانسهای اطلاعاتی یک دارایی به حساب میآیند، و همانطور که تجربیات روزنامهنگار آلمانی اودو اولفکوت نشان میدهد، این عمل امروزه به همان اندازه گسترش یافته است که در اوج جنگ سرد وجود داشت.
پوشش خبری تقلبات انتخاباتی سالهای 2000 و 2004 ریاست جمهوری آمریکا، رویدادهای 11 سپتامبر 2001، حمله به افغانستان و عراق، بیثباتسازی سوریه، و ایجاد داعش را در نظر بگیرید. این موارد جزو مهمترین رویدادهای موجود در جهان به حساب میآیند، با این حال اینها مواردی هستند که اکثر مردم آمریکا به طور کامل از آنها بیاطلاعند. در دورانی که فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطاتی در همه جا وجود دارد و توهم کاملا مطلع بودن را ایجاد میکند، این سوال پیش میآید که چرا چنین شرایطی همچنان وجود دارد؟
علاوه بر این، چرا روزنامهنگاران مطرح آمریکا نمیتوانند در مورد رویدادهای مهم دیگری که تاریخچه غمانگیز آمریکا را در طی نیم قرن گذشته شکل دادهاند سوالی بپرسند، رویدادهایی چون ترورهای سیاسی دهه 1960 یا نقش محوری سیا در قاچاق بینالمللی مواد مخدر؟
مفسران دانشگاهی و مطرح، عوامل مختلفی را برای این ناکامی روزنامهنگاری اصلی در این حوزهها ـ که تقریبا جهانی هم است ـ ارائه دادهاند، از جمله جامعهشناسی اتاق خبر، فشار تبلیغاتی، مالیکت انحصاری، وابستگی زیاد سازمانهای خبری به منابع «رسمی» و کنکاش ساده روزنامهنگاران برای پیشرفت در حرفه. بدون شک مانورهای روابط عمومی حرفهای نیز تاثیرگذار هستند. با این حال چنین توطئه سکوت وسیعی نشان از حوزه فریبکاری دیگری دارد که به ندرت مورد بررسی قرار میگیرد ـ مانند دخالت مستمر آژانسهای اطلاعاتی به ویژه سیا در رسانههای خبری به منظور شکل دادن به افکار و عقاید به گونهای که مردم عادی متوجه آن نشوند.

ویلیام کیسی رئیس سازمان سیا در سال 1981: ما زمانی به کامل شدن «برنامه انتشار عامدانه اطلاعات غلط توسط خودمان» پی خواهیم برد که تمام باورهای عمومی مردم آمریکا غلط باشد.
حقایق تاریخی و معاصر زیر، نظری اجمالی دارد به این که چطور قدرت چنین نهادهایی بر شکلدهی حافظه مورد پسند تاثیر میگذارد و چه موسساتی در این امر ظاهرا سبقه تاریخی دارند:
1. عملیات ماکینگبرد (MOCKINGBIRD) سیا مبنایی است که محققان مدتهاست به آن ارجاع میکنند تا علاقه و رابطه واضح این آژانس با رسانههای خبری اصلی آمریکا را نشان دهند. ماکینگبرد در اداره خدمات استراتژیک سیا (47-1942 OSS) شکل گرفت که در طول جنگ جهانی دوم شبکهای از روزنامهنگاران و متخصصان جنگ روانی را تاسیس کرده بود تا عمدتا در اروپا دست به عملیات بزنند.
2. بسیاری از روابط شکلگرفته تحت نظارت OSS از طریق یک سازمان تحت کنترل وزارت خارجه آمریکا با نام اداره همکاری سیاسی (OPC) به دوران پس از جنگ انتقال داده شد که این سازمان در خارج از مرزهای آمریکا توسط شخصی به نام فرانک ویزنر مدیریت میشد.